ترجمه "descanso" به فارسی
استراحت, آرام, تایم بهترین ترجمه های "descanso" به فارسی هستند.
descanso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Alivio de trabajo o actividad.
-
استراحت
nounPareces cansada, deberías descansar un poco.
تو خسته به نظر میرسی. تو باید یک کم استراحت کنی.
-
آرام
adjectiveMe he fatigado a causa de mi suspirar, y no he hallado lugar de descanso”.
از آه و ناله خسته شدهام و یک دم آرام ندارم.»
-
تایم
noun
-
ترجمه های کمتر
- تسکین
- مهلت
- وضعيت استراحتي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " descanso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "descanso"
عباراتی شبیه به "descanso" با ترجمه به فارسی
-
استراحت کردن · بستگي داشتن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن