ترجمه "descendencia" به فارسی
تبار, فرزند بهترین ترجمه های "descendencia" به فارسی هستند.
descendencia
noun
feminine
دستور زبان
Los descendientes de un individuo. [..]
-
تبار
nounADN Mitocondrial, que traza la línea materna de descendencia.
دیاِناِیِ میتوکوندریایی، خط تبار خالصی از سوی مادر را دنبال میکند.
-
فرزند
nounبچه یا اولاد
El planeta se poblaría poco a poco mediante la descendencia de la primera pareja.
خدا به اولین زوج انسانی اجازهٔ تولید فرزند داد تا جمعیت زمین بتدریج افزایش یابد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " descendencia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "descendencia" با ترجمه به فارسی
-
تبار
-
اشكال نتاج · دودمان · دودمان بهنژادي · زاده · زاده جانوري · زاده گياهي · فرزند انسان · نتاج
-
فرزند نر · فرزندهای نر
-
آزمودن نتاج
-
فرزند ماده · فرزندهای ماده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن