ترجمه "descomponer" به فارسی
به هم زدن, خاک شدن, خراب کردن بهترین ترجمه های "descomponer" به فارسی هستند.
descomponer
verb
دستور زبان
-
به هم زدن
verb -
خاک شدن
verb -
خراب کردن
verbSr. Chekov, ¿descompuso mi nave?
آقاي چکوف ، سفينه ي منو خراب کردي ؟
-
ترجمه های کمتر
- ضایع شدن
- مختل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " descomponer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "descomponer" با ترجمه به فارسی
-
خراب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن