ترجمه "desconectar" به فارسی
قطع ارتباط, قطع کردن, گسستن بهترین ترجمه های "desconectar" به فارسی هستند.
desconectar
verb
دستور زبان
Cortar o interrumpir una conexión.
-
قطع ارتباط
Cuando esta opción se habilita, Kppp se cerrará cuando desconecte
زمانی که این گزینه روشن شود ، kppp هنگام قطع ارتباط ، بسته خواهد شد
-
قطع کردن
verbAlguien entró por aquí para desconectar las cámaras de vigilancia.
يه نفر اومده اينجا و ارتباط امنيتي و قطع کرده.
-
گسستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desconectar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desconectar" با ترجمه به فارسی
-
آفلاین · حضور آفلاین
-
پیام فوری آفلاین
-
آفلاین
-
آفلاین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن