ترجمه "detenido" به فارسی
توقیف, آرام بهترین ترجمه های "detenido" به فارسی هستند.
detenido
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Que tiene poco movimiento o actividad. [..]
-
توقیف
nounMientras estaba allí, recibió noticias de que su esposa y su hija también habían sido detenidas.
هنگامی که پدرزنش در آنجا بود، شنیده بود که همسر و دختر جوانش نیز توقیف شده بودند.
-
آرام
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detenido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "detenido" با ترجمه به فارسی
-
بازداشتن · برگرداندن · توقف · حائل شدن · دستگیر کردن · دفع کردن · پارک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن