ترجمه "deuda" به فارسی
بدهی, قرض بهترین ترجمه های "deuda" به فارسی هستند.
deuda
noun
feminine
دستور زبان
Cuenta de crédito, por ejemplo, en una tienda o un bar.
-
بدهی
nounEstoy libre de deudas.
من هیچ بدهی ای ندارم.
-
قرض
nouncompromiso de pago obligado entre dos entidades
Mi amigo finalmente se deshizo de toda su deuda.
بالاخره دوستم تمامی قرض هایش را پرداخت کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deuda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deuda" با ترجمه به فارسی
-
بدهی خصوصی
-
بدهكاري · بدهی · بدهی (قرض) · قرض · ورشكستگي
-
حساب دریافتنی
-
اوراق قرضه دولتی
-
حساب دریافتنی
-
بدهکار بودن
-
بدهی خارجی
-
الوعده وفا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن