ترجمه "diario" به فارسی
روزنامه, دفتر خاطرات, دفتر خاطرات روزانه بهترین ترجمه های "diario" به فارسی هستند.
diario
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Publicación impresa y distribuida una o dos veces por día (generalmente impresa en papel de baja calidad) que contiene noticias y otros artículos. [..]
-
روزنامه
nounEl hombre que está allá leyendo un diario es mi tío.
آن مردی که آنجا روزنامه می خواند دایی من است.
-
دفتر خاطرات
Eso fue antes de que recayeras y vinieras con el diario.
اون مالِ قبل از اين بود که گند بالا آوردي و با اون دفتر خاطرات اومدي تو.
-
دفتر خاطرات روزانه
Este es un diario privado.
دفتر خاطرات روزانه منه
-
ترجمه های کمتر
- دفتر روزنامه
- روز نامه
- روزنگار
- مربوط بهروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diario"
عباراتی شبیه به "diario" با ترجمه به فارسی
-
لیست وظایف روزانه
-
ورودی روزنگار
-
رویدادنگاری
-
آ.دي.آي · دريافت قابل تحمل روزانه · دریافت قابل پذیرش روزانه
-
دفتر خاطرات روزانه
-
دفتر روزنامه
-
نوت بوک
-
دفتر خاطرات زن خدمتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن