ترجمه "dicha" به فارسی
خرسندی, خوشحالی, خوشی بهترین ترجمه های "dicha" به فارسی هستند.
dicha
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
Estado de la gran alegría o felicidad.
-
خرسندی
nounBueno, diría que el momento de su llegada no podría ser más fortuito.
خب باید بگم که وقت شناسیتون از این بیشتر نمیتونه باعث خرسندی ما باشه
-
خوشحالی
nounPero, por alegre que sea para los padres dicha ocasión, no deja de crearles ansiedad.
البته، این خوشحالی با نگرانیهایی نیز همراه است.
-
خوشی
nounPero lo que me estás diciendo es que ya no termina bien.
اما تو داری میگی همینجوریش هم عاقبت خوشی نداره
-
ترجمه های کمتر
- سعادت
- شادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dicha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dicha" با ترجمه به فارسی
-
سلام کردن
-
لیلا میگوید
-
ورزشگاه المپیک رم
-
راستی
-
کرباست
-
یعنی
-
اسباب بازی بچه · النگو · چیز جزئی · گول زنک
-
alo · الو · اَلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن