ترجمه "diminuto" به فارسی
ریز, خرد, کوچولو بهترین ترجمه های "diminuto" به فارسی هستند.
diminuto
adjective
masculine
دستور زبان
De muy poca importancia. [..]
-
ریز
adjectivePor eso que es muy importante extirpar esos diminutos tumores sobrantes.
حال به همین دلیل است که خارج کردن آن بقایای ریز تومورها فوق العاده مهم است.
-
خرد
adjective(Audio) NR: Está muy fragmentado en diminutas piezas,
( صدا ) ناتالیا ریبچینسکی: به تکه های خیلی زیادی خرد شده بود،
-
کوچولو
adjectivePero tenía que ir arriba, a este diminuto cuarto
اما من باید میرفتم طبقه بالا، در اون اتاق کوچولو
-
ترجمه های کمتر
- اتمی
- كوچك
- هسته ای
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diminuto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diminuto"
عباراتی شبیه به "diminuto" با ترجمه به فارسی
-
هیمنولپیس دیمینوتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن