ترجمه "dirigir" به فارسی
اداره کردن, آدرس, ابداع کردن بهترین ترجمه های "dirigir" به فارسی هستند.
dirigir
verb
دستور زبان
Llevar la dirección de algo en base a ciertas reglas o principios. [..]
-
اداره کردن
verbVeamos, por tanto, algunos factores imprescindibles para dirigir un estudio de familia eficaz.
هماکنون میخواهیم چند نکتهٔ ضروری را برای اداره کردن مؤثر مطالعهٔ خانوادگی بررسی کنیم.
-
آدرس
nounEsta mañana interceptamos un explosivo dirigido a su esposo.
امروز صبح یک وسیله انفجاری به آدرس شوهر شما رو شناسایی کردیم
-
ابداع کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اراده کردن
- خواستن
- دسته
- رایانیدن
- مهندسی کردن
- هدف گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dirigir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dirigir"
عباراتی شبیه به "dirigir" با ترجمه به فارسی
-
مورد هدف
-
مورد هدف
-
جهش القایی · جهش جهتدار
-
برنامهنویسی دادهمحور
-
گراف جهتدار غیرمدور
-
جنگافزار انرژی هدایت شده
-
گراف جهتدار
-
پيشگيري از آبستني در جانوران · کنترل تولید مثل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن