ترجمه "disparar" به فارسی
تیراندازی کردن, شلیک کردن بهترین ترجمه های "disparar" به فارسی هستند.
disparar
verb
دستور زبان
Proyectar una bala con un arma de fuego.
-
تیراندازی کردن
Quizá alguien empezó a disparar cuando no debía.
شاید یه نفر تیراندازی کرده درصورتی که نباید انجام می داده.
-
شلیک کردن
verbJohn capturó a un tigre y le disparó a dos leones.
جان یک ببر را کشت و به دو شیر شلیک کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disparar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "disparar"
عباراتی شبیه به "disparar" با ترجمه به فارسی
-
شلیک و بعد هیچ
-
تیر خوردم
-
آتش · تیر رس · تیراندازی · زخم گلوله · شلیک · گلوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن