ترجمه "documental" به فارسی
فیلم مستند, مستند, سندی بهترین ترجمه های "documental" به فارسی هستند.
documental
noun
masculine
دستور زبان
Cualquier película en la que un acontecimiento, época o historia de vida verdadera se presenta como hecho, con poca o ninguna ficción.
-
فیلم مستند
Y en realidad éste es un video que ha ganado un premio como el mejor documental del año.
و این ویدئوئی است که در حقیقت برنده جایزه بهترین فیلم مستند سال شده است.
-
مستند
adjectiveMe encantan los documentales de pingüinos pero esa no era la noticia del día.
من عاشق مستند پنگوئن ها هستم اما اون موقع این خبر روز نبود.
-
سندی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " documental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "documental" با ترجمه به فارسی
-
چکیده (کتابداری)
-
عکاسی مستند
-
مدیریت مستندات
-
شبه مستند
-
پایگاه دادههای سند-گرا
-
خدمات اطلاعرسانی
-
فیلم مستند
-
سامانه مدیریت اسناد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن