ترجمه "dolor" به فارسی

درد, غم, اندوه بهترین ترجمه های "dolor" به فارسی هستند.

dolor noun masculine دستور زبان

sufrimiento mental o dolor causado por lesiones, pérdidas, o la desesperación. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    experiencia sensorial y emocional desagradable [..]

    Ella dijo que tenía un dolor de cabeza así que le di un par de aspirinas.

    گفت که سرش درد میکنه منم بهش آسپرین دادم.

  • غم

    noun

    Lo ayuda cuando está agobiado con dolor y desesperanza.

    او را در زمانهایی که غم و نومیدی غوطه ور کرده اند، یاری میکند.

  • اندوه

    noun

    Para ser realistas, nada eliminará totalmente su dolor.

    واقعیت این است که هیچ چیز نمیتواند اندوه مرگ عزیز را کاملاً التیام بخشد.

  • ترجمه های کمتر

    • اه
    • زاری
    • غصه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dolor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dolor"

عباراتی شبیه به "dolor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dolor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه