ترجمه "domo" به فارسی
گنبد, گنبد بهترین ترجمه های "domo" به فارسی هستند.
domo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Elemento estructural común de la arquitectura que se asemeja a la mitad superior de una esfera hueca.
-
گنبد
nounCierra el domo mientras los contengo.
تو برو گنبد رو ببند و منم اونارو دست به سرشون مي کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Domo
-
گنبد
nounvos y tu hija viviendo la buena vida. en alguno de los Domos.
تو و دختر کوچولوت يه زندگي خوب زير يکي از گنبد هاي اکسيژن داشتين
تصاویر با "domo"
عباراتی شبیه به "domo" با ترجمه به فارسی
-
رام کردن زن سرکش
-
آموزش جانور · اموزشگاه اسب سواري
-
گنبد گدازه
-
درساژ
-
آموزش جانور · اموزشگاه اسب سواري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن