ترجمه "dosis" به فارسی
ابر مرد, بیماری مقاربتی, جوهر بهترین ترجمه های "dosis" به فارسی هستند.
dosis
noun
feminine
دستور زبان
Cantidad de una sustancia que se debe administrar. Está expresada como el peso de la sustancia, por unidad de peso de aquel a quien se va a administrar o del alimento o bebida.
-
ابر مرد
noun -
بیماری مقاربتی
noun -
جوهر
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوز
- مقداراستعمال دارو
- نقطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dosis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dosis" با ترجمه به فارسی
-
ابرژنها · دوز ژن · دوزاژ ژن · عناصر ترانهادني · پليژنها · ژنها
-
اي.آي.آ (ايمنيسنجی آنزيم)
-
نرخهاي بذركاري · نرخهای بذرافشانی
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوز کشنده · دوزاژ · چندهگذاری
-
دوز دارو
-
میزانهای مصرف · نرخهای مصرف
-
افشانش فوق کمحجم
-
دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن