ترجمه "dote" به فارسی

جهیزیه, بخش, مهریه بهترین ترجمه های "dote" به فارسی هستند.

dote noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهیزیه

    noun

    patrimonio que la futura esposa o su familia entregan al novio

    En la India, una mujer es asesinada por la dote a cada hora.

    توی هند ، هر ساعت یه دختر بخاطر جهیزیه کُشته میشه.

  • بخش

    noun

    Si pagamos 20 000 libras para dotar de fondos a una sala de hospital, nos llaman filántropos.

    ولی ۲۰٫۰۰۰ پوند وقف یک بخش بیمارستان کنید تا به شما بگویند یک آدم خیر و سخاوتمند.

  • مهریه

    noun

    Tu hermano está comprometido y necesitamos el dinero de tu dote para pagar su boda.”

    برادر تو نامزد کرده و ما به مهریه تو نیاز داریم که برای خرج عروسی او استفاده کنیم.”

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dote " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dote" با ترجمه به فارسی

  • آراستن · سازوبرگ دادن · قدرت دادن · مجهز کردن · هدیه دادن · وکالت دادن
اضافه کردن

ترجمه های "dote" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه