ترجمه "drama" به فارسی
دراما, نمایش, نمایشنامه بهترین ترجمه های "drama" به فارسی هستند.
drama
noun
masculine
دستور زبان
-
دراما
ادبیات نمایشی
Tengo un par de tapas por salir, Drama.
" من چندتا جلد تو دست و بالم دارم ، " دراما
-
نمایش
nounCuando sea oportuno, pidámosles que representen sucesos y dramas bíblicos.
اگر موقعیت مناسب باشد با کمک آنها رویدادهای کتاب مقدس را به نمایش درآورید.
-
نمایشنامه
nounBuscaban lo que ocurría entre los estudiantes, porque en eso yace el drama.
اونها به چیزی که بین دانشجویان اتفاق میافتد توجه دارند، چون اونجا نمایشنامه خلق میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drama
Drama (Grecia)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Drama" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Drama در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "drama" با ترجمه به فارسی
-
درام نوجوان
-
درام پزشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن