ترجمه "eje" به فارسی
محور, اکسل, درخت بهترین ترجمه های "eje" به فارسی هستند.
Parte central de una rueda, que usualmente no da vueltas. [..]
-
محور
nounEn arquitectura, línea imaginaria que pasa a través del centro de un edificio o de sus partes.
En el eje Y, es la capacidad de disparo.
بر روی محور عمودی توانایی پرتاب بازیکنان قرار دارد.
-
اکسل
pieza mecánica en torno a la cual gira una o más piezas
Rompiste el eje delantero, pero eso quizá cubra los daños.
اکسل جلوي ماشين خراب شده احتمال اون واسه تعمرش کافيه
-
درخت
noun
-
ترجمه های کمتر
- آسه
- لولا
- مفصل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eje " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Países opuestos a los aliados durante la Segunda Guerra Mundial, en particular, la Alemania nazi, la Italia fascista y el Japón imperial.
"Eje" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eje در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "eje"
عباراتی شبیه به "eje" با ترجمه به فارسی
-
محور مقوله
-
سیستمهای وسیله نقلیه
-
محور شرارت
-
نیروهای محور
-
محور عمودی
-
چرخش به دور محور ثابت
-
محور شرارت
-
درایو