ترجمه "ejecutar" به فارسی
اعدام کردن, اجرا, اجرا کردن بهترین ترجمه های "ejecutar" به فارسی هستند.
ejecutar
verb
دستور زبان
Llevar a cabo; poner en práctica. [..]
-
اعدام کردن
verbY una de las cosas que apuntaron fue cuando los ejecutaron.
و یکی از چیزهایی که اونها نوشتند این که چه زمانی اونها را اعدام کردند.
-
اجرا
nounPorque su operación estuvo mal planificada y peor ejecutada.
چون ماموریتِ شما خیلی ضعیف طراحی ، و خیلی بدتر اجرا شد.
-
اجرا کردن
verbNo existe manera legal o ética o posible que permita ejecutar este tipo de leyes.
راهی قانونی یا اخلاقی یا مطلوبی نیست که بشود چنین قوانینی رو اجرا کرد.
-
ترجمه های کمتر
- انجام دادن
- به نتیجه رساندن
- پی گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ejecutar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ejecutar" با ترجمه به فارسی
-
شعبه
-
پُستي را به عهده داشتن
-
ضربت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن