ترجمه "ejercicio" به فارسی
تمرین, شغل, مشق بهترین ترجمه های "ejercicio" به فارسی هستند.
ejercicio
noun
masculine
دستور زبان
Cualquier actividad concebida para desarrollar o mejorar una habilidad o destreza.
-
تمرین
nounUna recompensa inmediata del estudio diligente es mejoramiento de la memoria por medio del ejercicio y el estímulo.
یکی از نتایج فوری مطالعه با پشتکار، بهتر شدن حافظه در نتیجهٔ تمرین و برانگیختن آن است.
-
شغل
noun -
مشق
nounestán con los niños haciendo los ejercicios y exámenes.
دارن با بچه هاشون مشق می نویسند و امتحان می دن.
-
ترجمه های کمتر
- ورزش
- اگزرسیز
- مسئله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ejercicio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ejercicio"
عباراتی شبیه به "ejercicio" با ترجمه به فارسی
-
تمرين · فعالیت فیزیکی · كار
-
تقویت دادن · تقویت یافتن · قوی کردن
-
رزمایش
-
فیزیولوژی ورزشی
-
تمرين · فعالیت بدنی · فعالیت فیزیکی · كار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن