ترجمه "electro" به فارسی
الکترو, الکتروم بهترین ترجمه های "electro" به فارسی هستند.
electro
noun
masculine
دستور زبان
Aleación de plata y oro.
-
الکترو
género musical
Bien, estoy ajustando a cero la tasa de flujo electro-osmótica en el canal micro-fluídico.
باشه منم دارم میزان جریان الکترو-آزماتیک نقطه گذاری میکنم تو کانال میکروسیالی
-
الکتروم
aleación de oro y plata con una relación de 1/5 de plata respecto del oro
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "electro" با ترجمه به فارسی
-
الکترو-هاپ
-
الکترومیوگرافی
-
الکترو هاوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن