ترجمه "electrodos" به فارسی
الکترودها ترجمه "electrodos" به فارسی است.
electrodos
noun
-
الکترودها
El paciente no sabe dónde están los electrodos, y nunca ha oído hablar de la zona de rostros.
حالا، بیمار نمی دونه اون الکترودها کجا قرار دارن، و هرگز چیزی راجع به ناحیه تشخیص چهره نشنیده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electrodos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "electrodos" با ترجمه به فارسی
-
حسگرهای زیستی · زيستشناساگرها · زيستكاوشگرها · زیستحسگرها
-
الکترود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن