ترجمه "emergencia" به فارسی
پیدایی, ظهور, پيدايي گياهچه بهترین ترجمه های "emergencia" به فارسی هستند.
emergencia
noun
feminine
دستور زبان
Situación al estilo de un desastre natural o provocado por el hombre que requiere de asistencia urgente.
-
پیدایی
-
ظهور
nounpropiedad o proceso de un sistema no reducible a las propiedades o procesos de sus partes constituyentes
Yo cuento desde emergencia de una anomalía integral a la emergencia de la siguiente.
در واقع من هر دوره را از ظهور نخستين نابهنجاري تا پيدا شدن نابهنجاري بعدي شمارش مي كنم.
-
پيدايي گياهچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emergencia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emergencia" با ترجمه به فارسی
-
طب اورژانس
-
تکنسین فوریتهای پزشکی
-
امدادرسانی اورژانسی · امدادرسانی فوریتی
-
راه حل اظطراري يافتن
-
بخش اورژانس
-
وضعیت اضطراری
-
پلکان اطمینان
-
پیشگیری اضطراری از بارداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن