ترجمه "emperador" به فارسی
امپراتور, امپراطور, ماهیان گازگیر بهترین ترجمه های "emperador" به فارسی هستند.
emperador
noun
masculine
دستور زبان
galletas rellenas de poder [..]
-
امپراتور
nountipo de monarca
-
امپراطور
nounEsta espada ha matado a reyes, emperadores, lores y tiranos.
این شمشیر خیلی از شاه ها و حاکمان امپراطور ها و سلطان ها رو کشته
-
ماهیان گازگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emperador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "emperador"
عباراتی شبیه به "emperador" با ترجمه به فارسی
-
امپراتور زرد
-
پنگوئن فرمانفرما
-
شون
-
پنگوئن امپراتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن