ترجمه "enano" به فارسی
کوتولهها, دورف, كوتوله بهترین ترجمه های "enano" به فارسی هستند.
enano
noun
masculine
دستور زبان
guaro
-
کوتولهها
Uno de los enanos que conocí era un tipo llamado Clinton Brown.
یکی از کوتولهها که باهاش آشنا شدم نامش کلینتون براون است.
-
دورف
criatura mitológica
Si alguien que no sea un enano lee las runas en la piedra será maldecido por siempre.
اگه هر کسي بغير از يه دورف ، نوشته ي روش رو بخونه تا ابد نفرين ميشه
-
كوتوله
Finalmente estás olvidándote de esa enana pelirroja.
تو بالاخره اون مو قرمز كوتوله رو فراموش كردي
-
ترجمه های کمتر
- کوتوله
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enano" با ترجمه به فارسی
-
نژادهاي كوتوله (جانوران)
-
موزها
-
نوکخاری زرد
-
ستاره کوتوله سرخ · کوتوله سرخ
-
کوتوله سفید
-
کوتوله قهوهای
-
آگاو آنگوستیفولیا · سيسال كوتوله
-
کهکشان کوتوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن