ترجمه "encaje" به فارسی

توری, دانتل, پر از سوراخ بهترین ترجمه های "encaje" به فارسی هستند.

encaje noun verb masculine دستور زبان

Calado, con dibujos de tela fina, hecho en costura o utilizando bobinas.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توری

    tejido ornamental

    Seguí estudiando las tradiciones artesanales colaborando con los trabajadores, ahora en Lituania con tejedores de encaje.

    شروع کردم به مطالعه صنایع دستی و همکاری با هنرمندان، و بعدا" در لیتوانی با بافندگان توری.

  • دانتل

  • پر از سوراخ

    noun
  • گیپور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encaje " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Encaje
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنس آلومینیومی

  • دوکوس کاروتا

  • هویج خودروی

  • پیلئا

عباراتی شبیه به "encaje" با ترجمه به فارسی

  • جور کردن · جورکردن · قابل فهم · قراردادن · وفق دادن · گذاشتن
اضافه کردن

ترجمه های "encaje" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه