ترجمه "encargada" به فارسی

منصوب, کارمند بهترین ترجمه های "encargada" به فارسی هستند.

encargada noun verb feminine دستور زبان

Persona empleada para encargarse de alguien o de algo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • منصوب

    Que ha recibido la carga de ocuparse de algo.

    Este hombre recibió el encargo de fabricar el mobiliario del tabernáculo.

    بَصَلْئیل منصوب شد تا مسئولیت ساختن اشیای لازم خیمهٔ مقدّس را به عهده گیرد.

  • کارمند

    noun

    Persona empleada para encargarse de alguien o de algo.

    Si el encargado es amable, pídale permiso para hablar de manera breve con los demás trabajadores.

    اگر مسئول آنجا خوشبرخورد بود، از او بپرسید که آیا میتوانید با کارمندان دیگر نیز صحبتی کوتاه داشته باشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encargada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encargada" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "encargada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه