ترجمه "ensamblar" به فارسی
سر هم کردن, مونتاژ, همکاری کردن بهترین ترجمه های "ensamblar" به فارسی هستند.
ensamblar
verb
دستور زبان
armar un porro o cigarrillo de maruhuana [..]
-
سر هم کردن
ella ensambla la mayor cantidad de información
او در حال سر هم کردن عظیم ترین میزانِ اطلاعاتی است
-
مونتاژ
Unir los componentes de un producto para obtener el producto terminado o un subgrupo suyo.
Así que al ensamblar la cadena, básicamente la estamos programando.
بنابراين وقتي شما زنجیره را مونتاژ می کنید، شما اساسا" آن را برنامهریزی می کنید.
-
همکاری کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ensamblar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ensamblar" با ترجمه به فارسی
-
خط مونتاژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن