ترجمه "entorno" به فارسی
احاطه, اطراف, توابع بهترین ترجمه های "entorno" به فارسی هستند.
entorno
noun
verb
masculine
دستور زبان
El conjunto de factores físicos, químicos y bióticos que que rodean y actúan sobre un organismo específico o sobre un grupo específico de organismos. [..]
-
احاطه
noun -
اطراف
nounCuando estamos afuera, lo que más nos interesa es iluminar el suelo y el entorno cercano.
وقتی شما بیرون هستید، آنچه مهم است روشن نمودن زمین زیرپا و اطراف شماست.
-
توابع
noun
-
ترجمه های کمتر
- حول وحوش
- دور وبر
- دوروبر
- عنصر
- محیط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entorno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entorno" با ترجمه به فارسی
-
محیط میزکار
-
محیط بازیابی Windows
-
محیط یکپارچه توسعه نرمافزار
-
محیط اقتصادی
-
متغیر محیطی
-
نیمهباز
-
محیط اجتماعی-اقتصادی
-
همسایگی (توپولوژی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن