ترجمه "entrada" به فارسی
مدخل, درآمد, درآمدن بهترین ترجمه های "entrada" به فارسی هستند.
entrada
noun
verb
feminine
دستور زبان
anticipo inicial de dinero [..]
-
مدخل
nounPero el latín se refiere a proveer una entrada o un portal.
ولي اين کلمات لاتين به فراهم کردنِ يک مدخل يا دروازه اشاره داره
-
درآمد
nounUn par de ceros menos y es todavía una entrada importante.
اگر 2 تا صفر هم کم بشه باز هم درآمد خوبي هست
-
درآمدن
noun
-
ترجمه های کمتر
- درونداد
- درگاه
- دهانه
- راهرو
- سرسرا
- سوراخ
- ورودی
- belyt
- اردور
- استارتر
- اطاق انتظار
- حق دخول
- حق ورود
- دالان سرپوشیده
- درایه
- دهلیز
- سالن انتظار
- عايدى
- فقره
- هشتی
- ورود
- پیش قسط
- کفش کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entrada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "entrada"
عباراتی شبیه به "entrada" با ترجمه به فارسی
-
ارتباطات بین پردازشی
-
فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
-
ناتور دشت
-
نوشتن با قلم لوح
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
زراعت راهرویی · كشت مخلوط پرچيني · كشت منطقهاي · کشت راهرویی
-
تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن