ترجمه "equilibrio" به فارسی

تعادل, بالانس, تناسب بهترین ترجمه های "equilibrio" به فارسی هستند.

equilibrio noun masculine دستور زبان

Condición de un sistema en el que diferentes fuerzas están en balance.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعادل

    noun

    La vida es como montar en bicicleta: para mantenerte en equilibrio tienes que seguir moviéndote.

    زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید.

  • بالانس

    noun

    Tenemos que empezar a apreciar la belleza del equilibrio.

    ما باید زیبایی بالانس داشتن رو دریابیم.

  • تناسب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توازن
    • موازنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equilibrio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Equilibrio
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توازن

    Esta habilidad de equilibrio tendrá aplicaciones para la robótica humanoide y tecnologías de asistencia humana.

    این قابلیت در ایجاد توازن برای رباتهای انساننما و فناوریهای کمکی بشرکاربردهایی خواهد داشت.

عباراتی شبیه به "equilibrio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "equilibrio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه