ترجمه "ermitaño" به فارسی
دور افتاده, زاهد, منزوی بهترین ترجمه های "ermitaño" به فارسی هستند.
ermitaño
noun
masculine
دستور زبان
Religioso solitario, alguien que vive solo por razones religiosas.
-
دور افتاده
noun -
زاهد
persona que elige profesar una vida solitaria y ascética, sin contacto permanente con la sociedad
Hay un viejo ermitaño que vive por aquí.
یک زاهد گوشه نشین قدیمی است که در اینجا زندگی می کند وجود دارد.
-
منزوی
noun -
گوشهگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ermitaño " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ermitaño" با ترجمه به فارسی
-
خرچنگى که پاهاى عقب ان ناقص است
-
گوشهگیر نوکارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن