ترجمه "escritora" به فارسی
نویسنده, نويسنده, مؤلف بهترین ترجمه های "escritora" به فارسی هستند.
escritora
noun
feminine
دستور زبان
Persona responsable por el contenido de una novela, libro o texto publicado. [..]
-
نویسنده
nounParece un deportista, pero es escritor.
به نظر می رسد او ورزشکار باشد ولی نویسنده است.
-
نويسنده
Igual que tu escribes y sueñas con ser escritora algún día.
درست مثله تو که مي نويسي و آرزو داري نويسنده بشي.
-
مؤلف
noun -
پدیدآورنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " escritora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "escritora" با ترجمه به فارسی
-
سایهنویس
-
باعث · بانی · دانشمند · راقم · مؤلف · مصنف · مقاله نویس · منصف · نويسنده · نویسنده · نگارنده · پدیدآورنده
-
سرنویسنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن