ترجمه "escuchar" به فارسی
گوش دادن, گوش کردن, شنیدن بهترین ترجمه های "escuchar" به فارسی هستند.
escuchar
verb
دستور زبان
Percibir con el oído prestando atención a lo que se escucha. [..]
-
گوش دادن
verbLos migrantes pueden compartir su perspectiva, si tan sólo los políticos tuvieran voluntad para escuchar.
مهاجران میتوانند نقطه نظرهای مختلف را به اشتراک بگذارند، اگر سیاستمداران به گوش دادن تمایلی نشان دهند.
-
گوش کردن
verbY ellos también me enseñaron sobre escuchar — que ellos me escucharan.
و آنها به من یاد دادند که گوش کنم، و آنها به من گوش کردند.
-
شنیدن
verbParecía impacientarse cada vez más al escuchar las muchas quejas sobre la barrera.
او ظاهراً از شنیدن شکایت های بی نهایت در بارۀ حصار ناراحت به نظر می رسید.
-
ترجمه های کمتر
- ملاحظه کردن
- نیوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " escuchar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "escuchar" با ترجمه به فارسی
-
شنود ارتباطات مخابراتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن