ترجمه "esposo" به فارسی
شوهر, همسر, شو بهترین ترجمه های "esposo" به فارسی هستند.
esposo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Persona casada, hombre o mujer. [..]
-
شوهر
nounهمسر زن [..]
Tenía diez hijos y un esposo borracho, Rafael.
او و شوهر مشروبخوارش، رافائِل، صاحب ده فرزند بودند.
-
همسر
nounSu esposo vive ahora en Tokio.
همسر او در حال حاضر در توکیو است.
-
شو
nounA continuación, le pidió a su esposo que tuviera hijos con su sirvienta, Agar.
سپس از ابراهیم خواست که با کنیزش هاجر همبستر شود تا از این طریق صاحب فرزند شوند.
-
ترجمه های کمتر
- شوی
- شی
- نر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esposo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esposo" با ترجمه به فارسی
-
بانو · خانم · زن · زوجه · عیال · همسر
-
دست بند · دستبند
-
زوجهای ازدواج کرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن