ترجمه "estatua" به فارسی
تندیس, مجسمه, تمثال بهترین ترجمه های "estatua" به فارسی هستند.
Pieza de arte tridimensional, usualmente representando a una persona o un animal, creado esculpiendo, socavando, moldeando o rellenando.
-
تندیس
nounobra artística [..]
Cuando se esculpió esta estatua la expectativa de vida promedio era quizá 30.
زمانی که این تندیس کنده کاری شده است (این مفهوم تعریف شده است) متوسط عمر بشر حدود سی سال بوده است.
-
مجسمه
nounLa estatua es la referencia y conecta la identidad de Leonardo con estos tres rostros.
مجسمه مرجع بوده، و هويت لئوناردو را به آن سه چهره مرتبط ميكند.
-
تمثال
nounUna enorme estatua de oro se yergue sobre la llanura de Dura, donde se ha convocado a todos los funcionarios babilonios.
تمثال عظیمی از طلا بر دشت دورا، که مقامات عالیرتبهٔ بابلی در آنجا جمع شدهاند، سر بر میآورد.
-
ترجمه های کمتر
- هیکل
- پیکره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estatua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "estatua"
عباراتی شبیه به "estatua" با ترجمه به فارسی
-
تندیس اسبسوار
-
مجسمه زنده
-
تندیس زئوس
-
مجسمه آزادی