ترجمه "estigma" به فارسی
كلاله, استیگماتا, اندام ماده گل بهترین ترجمه های "estigma" به فارسی هستند.
estigma
noun
masculine
دستور زبان
La parte adhesiva de una flor que recibe el polen durante la polinización. [..]
-
كلاله
-
استیگماتا
-
اندام ماده گل
-
ترجمه های کمتر
- برچهها
- تخمدانهاي گياهي
- تخمكها
- خامه
- داغ
- داغ ننگ
- مادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estigma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Estigma
-
استیگماتا
-
کلاله
عباراتی شبیه به "estigma" با ترجمه به فارسی
-
بدنامی اجتماعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن