ترجمه "estimulante" به فارسی
محرک, انگیزنده, مهیج بهترین ترجمه های "estimulante" به فارسی هستند.
estimulante
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
محرک
adjectivedroga que aumenta los niveles de actividad motriz y cognitiva, refuerza la vigilia, el estado de alerta y la atención
Distención y dolores abdominales significan que estábamos equivocados sobre la psicosis por estimulantes.
درد شکمي و باد کردن شکم يعني در مورد محرک روان پريشي اشتباه کرديم
-
انگیزنده
-
مهیج
adjectiveSon 30 000 niños que reciben al año una educación muy estimulante.
و ۳۰٫۰۰۰ کودک در سال تحت آموزش بسیار مهیج قرار میگیرند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estimulante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estimulante" با ترجمه به فارسی
-
تعدیلكنندههاي محرك ايمني · محرکهای ایمنی
-
مواد محرک رشد گیاه
-
محصولات زراعی محرک
-
شاهترهها · مواد محرک
-
اف.اس.اچ · فالوتروپين · هورمون محرك فوليكلي · هورمون محرک فولیکولی
-
اولاكينداكس · تنظيمكنندههاي رشد جانوري · زيستتنظيمگرها · كارباداكس · موادمحرك رشد جانوري · پیشبرندههای رشد جانوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن