ترجمه "estoy enferma" به فارسی
بیمار, مریض بهترین ترجمه های "estoy enferma" به فارسی هستند.
estoy enferma
-
بیمار
adjective nounLo siento, no he podido escribir antes porque estaba enfermo.
متأسفم، من نمی توانستم زودتر بنویسم چرا که بیمار بودم.
-
مریض
adjectiveÉl no pudo ir a la fiesta por estar enfermo.
چون او مریض بود, او نتوانست به مهمانی برود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estoy enferma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estoy enferma" با ترجمه به فارسی
-
بیمار · مریض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن