ترجمه "etiqueta" به فارسی
برچسب, آداب, اتیکت بهترین ترجمه های "etiqueta" به فارسی هستند.
etiqueta
noun
verb
feminine
دستور زبان
Pequeño boleto o marca que da información sobre algo al cual se ata o va a ser atado. [..]
-
برچسب
nounVienen a encasillarnos en esas etiquetas muy restrictivas.
آنها با برچسب های خیلی محدود کننده ای ما را تعریف می کنند.
-
آداب
nouncódigo de comportamiento social
Tal vez pienso en la etiqueta de sonido más de lo que la persona promedio lo hace.
شاید من درباره آداب صدا بیشتر از متوسط مردم شنوا بدانم.
-
اتیکت
-
ترجمه های کمتر
- بر چسب زدن
- برچسب زدن
- برچسب گذاری
- تگ (فراداده)
- رسوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " etiqueta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "etiqueta"
عباراتی شبیه به "etiqueta" با ترجمه به فارسی
-
برچسب افراد
-
نظریهی برچسبزنی
-
برچسبزنی مواد غذایی
-
برچسبگذاری گراف
-
برچسب یادداشت
-
برچسب علامت تیک
-
برچسب داده ها
-
برچسبهای افراد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن