ترجمه "excepto" به فارسی
بجز, مگر, جز بهترین ترجمه های "excepto" به فارسی هستند.
excepto
adposition
دستور زبان
A excepción de.
-
بجز
conjunctionNada, excepto saber que tú también me amas.
هیچی ، بجز اینکه بدونم تو هم دوستم داری.
-
مگر
conjunctionNo tuvo posibilidad de ir al colegio, excepto algunas semanas aquí y allá.
مدرسه رفتن براش ممکن نبود، مگه یکی دو هفته اینجا، یکی دو هفته اونجا.
-
جز
adpositionDevuélvelo a cualquier sitio excepto donde lo encontraste.
هرجايي خواستي ، به جز اونجايي که پيداش کردي بزار.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excepto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن