ترجمه "excusa" به فارسی
بهانه, جای دیگر, دستاویز بهترین ترجمه های "excusa" به فارسی هستند.
excusa
noun
verb
feminine
دستور زبان
tablero colgado del techo con alambre para evitar que los ratones se coman los quesitos [..]
-
بهانه
nounY en el mundo moderno no tenemos excusas.
و در جهان مدرن، ما هیچ بهانه ای نداریم.
-
جای دیگر
noun -
دستاویز
noun -
عذر
nounYo no, milady, y tengo una excusa de hierro fundido.
من نه بانوي من ، من به خاطر پلاتين تو پام عذر موجه دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excusa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن