ترجمه "existir" به فارسی
بودن, زیست کردن, زیستن بهترین ترجمه های "existir" به فارسی هستند.
existir
verb
دستور زبان
Estar vivo, tener una vida. [..]
-
بودن
verbDesde la noche de los tiempos existen autores.
از زمانهای قدیم کسانی بودن که نویسنده بودند.
-
زیست کردن
verb -
زیستن
verbsi el mundo se crease únicamente con justicia, el mundo no podría existir.
آگر جهان تنها با عدالت خلق شده بود، دیگر قادر به زیستن نمیبود.
-
ترجمه های کمتر
- موجود بودن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " existir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "existir" با ترجمه به فارسی
-
من فکر میکنم پس هستم
-
من فکر میکنم پس هستم
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن