ترجمه "explorar" به فارسی

بیمار بودن, جستجو کردن, درجستجو بودن بهترین ترجمه های "explorar" به فارسی هستند.

explorar verb دستور زبان

Vigilar algo (por ejemplo, la posición de un enemigo). [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار بودن

    verb
  • جستجو کردن

    verb

    La segunda pregunta es: ¿Cuándo fue la última vez que exploré algo nuevo? ¿Qué tipo de efecto tuvo sobre mí?

    سوال دوم اینکه: آخرین بار، کی چیز جدیدی را جستجو کردم، و آن چه تاثیری رویم گذاشت؟

  • درجستجو بودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • نگران بودن
    • پژوهش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " explorar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "explorar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه