ترجمه "exponer" به فارسی
اظهار داشتن, بزرگ کردن, به مخاطره انداختن بهترین ترجمه های "exponer" به فارسی هستند.
exponer
verb
دستور زبان
Mostrar plenamente; expresar determinantemente. [..]
-
اظهار داشتن
verb -
بزرگ کردن
verbPapá nos hizo creer que exponer la verdad es honorable.
بابا ما رو با اين باور بزرگ کرد که افشا کردن حقيقت ، شرافتمندانه س
-
به مخاطره انداختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- توضیح دادن
- درخطر انداختن
- درخطر بودن
- سرزنش کردن
- واضح کردن
- کشف کردن
- گرفتار شدن
- گشاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exponer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exponer" با ترجمه به فارسی
-
مقاله
-
به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن