ترجمه "faja" به فارسی
کمربند, ارسی, حلقه بهترین ترجمه های "faja" به فارسی هستند.
faja
noun
verb
feminine
دستور زبان
lo que usan las mujeres dentro de un vestido para formar su cuerpo
-
کمربند
nounPapá, ¿necesitas esa faja que usas?
بابا ، لازمه که اون کمربند سفت رو بپوشي ؟
-
ارسی
noun -
حلقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خط
- پنجره
- کرست
- کمر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faja" با ترجمه به فارسی
-
گربهماهي دريايي · گربهماهی دریایی
-
کمربند
-
بافه · بسته · بندیل · توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
كودپاشي بينرديفي · كودپاشي رديفي · كودپاشي نوار جانبي · نواربندی بذر · کودپاشی نواری
-
بستهبندی کردن · پیختن
-
چرای نواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن