ترجمه "faro" به فارسی

فانوس دریایی, صاریغ, فانوس بهترین ترجمه های "faro" به فارسی هستند.

faro noun masculine دستور زبان

Lámpara conectada a un vehículo que sirve para iluminar la carretera en caso de poca visibilidad. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس دریایی

    noun

    construcción diseñada para emitir luz para ayudar a la navegación [..]

    Después de todo, Canadá se ve como un faro para la ciencia a nivel internacional.

    در نهایت، کانادا مثل یک فانوس دریایی برای علم در سطح دنیا دیده شده است.

  • صاریغ

    noun
  • فانوس

    noun

    Edificio diseñado para emitir luz como una ayuda a la navegación de buques.

    Puedo contarle todo lo que necesita saber sobre los faros.

    مي تونم هر چيزي که در مورد فانوس دريايي لازم داري بدوني بهت بگم.

  • فانوس دريايی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Faro
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس

    noun

    Coman muchos dulces en el Festival del Faro.

    جشن فانوس رو با شيريني بگذرونيد

  • فارو

    فارو (پرتغال)

تصاویر با "faro"

عباراتی شبیه به "faro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "faro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه