ترجمه "fase" به فارسی

فاز, مرحله بهترین ترجمه های "fase" به فارسی هستند.

fase noun feminine دستور زبان

Etapa de un videojuego. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاز

    situación instantánea en el ciclo de una magnitud que varía cíclicamente

    Lo lanzamos en fase de pruebas el mes pasado, y ha empezado a despegar.

    ما هم در یک فاز آزمایشی ماه قبل اون رو منتشر کردیم، و این داشت اوج میگرفت.

  • مرحله

    noun

    En la última fase del proceso la piel se atrofia y le sale el pelo.

    در آخرین مرحله این فرآیند، پوستشان باز می شود و مو بر بدنشان جوانه می زند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fase " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fase" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fase" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه