ترجمه "fauna" به فارسی
زیاگان, جانداران, جانور بهترین ترجمه های "fauna" به فارسی هستند.
fauna
noun
feminine
دستور زبان
Toda la vida animal de una región dada, de un hábitat o de un estrato geológico. [..]
-
زیاگان
Especies de animales
-
جانداران
noun -
جانور
noun
-
ترجمه های کمتر
- جانوری
- حس و حرکت
- حیوان
- حیوانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fauna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fauna"
عباراتی شبیه به "fauna" با ترجمه به فارسی
-
زیاگان خاک · فون خاک
-
جانوركفزيان · درشتكفزيان · ريزكفزيان · كهكفزيان · کفزیان · گياهكفزيان
-
منابع جانوری
-
پناهگاه حیات وحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن