ترجمه "fiador" به فارسی
ضامن, ضمانت کننده, کفیل بهترین ترجمه های "fiador" به فارسی هستند.
fiador
noun
masculine
دستور زبان
-
ضامن
nounTengo una exnovia que trabaja para un fiador.
من يه دوست دختر سابق دارم که واسه يه ضامن زنداني ها کار ميکنه
-
ضمانت کننده
noun -
کفیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fiador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن